اسكندر بيگ تركمان
120
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
بروز آثار صحت ظاهر گشته والدهء پريخان خانم باغوا و تحريك صبيه و برادرانش اين مقدمات را بعرض اشرف رسانيده سلطان حيدر ميرزا را نسبت بوالد خائن و غدار باز نموده خاطر مبارك آن حضرت را از شاهزاده منحرف ساخت و اسمعيل ميرزائيانرا صوفى و يكجهت و دولتخواه باز نمود چون در ايام نقاهت محرمان حريم عزت در پس پنجرهء حرم راه يافته بشرف مكالمهء اشرف سرافراز مىگشتند و از اعيان قزلباش كور شاه على روملو كه يساول صحبت بود اين مقدمات را در پس پنجرهء حرم بتفصيل خاطر نشان كرده صريحا گفت كه مناسب است كه من بعد بندگان اشرف ذات شريف خود را از كيد و مكر اين جماعت صيانت نمايد مجملا شاهزادهء مذكور و نيكخواهان او در اردوى معلى تهمت زدهء غدر و نفاق گشتند اما شاه جنت مكان اغراض فاسدهء هر دو طريق را بنور فراست و فطرت عالى دريافته آئينهء ضميرش عكس پذير آنها گرديد و بمقتضاى عقل دورانديش عمل نموده زبان مبارك باظهار اين حكايات نگشودند بلكه آن جماعت را از اظهار اين گونه مقدمات منع كردند اما چون فرخ زاد بيك ايشيك آقاسى باشى ريش سفيد طبقهء قرااغلو داخل سلطان حيدريان و خليفهء انصار حاكم قلعهء قهقهه از اويماق قراداغلو و قوم فرخ زاد بيك بود و از صوابديد او تجاوز نميكرد بخاطر انور رسيد كه مبادا سلطان حيدريان بوسيلهء خليفهء انصار نسبت باسمعيل ميرزا غدرى انديشند دوازده نفر قورچى افشار را تعيين فرمودند كه بقلعهء قهقهه رفته شاهزاده را محافظت نمايند اين معنى موجب تقويت اسمعيل ميرزائيان گشت زال بيك گرجى كه از اعيان آن طايفه و همشيرهاش در سلك پردگيان سرادق سلطنت منسلك و والدهء يكدو نفر از شاهزادگان عاليمنزلت از غلاة سلطان حيدريان بود هميشه در سر حمام خدمت شاه جنت مكان ميكرد در روزى كه قرار يافته بود كه آن حضرت بحمام تشريف برد اسمعيل ميرزائيان اتفاق نمودند كه زال بيك از حملهء حرام - نمكانست و ما صوفيان دولتخواهان را اعتماد بجانب او نسبت نميگذاريم كه در اين وقت كه ضعف و نقاهت بريدن بيبديل مرشد و ولى نعمت مستولى است او بحمام رفته خدمت نمايد از غدر او ايمن نيستيم و طايفهء گرجى و شيخاوند و استاجلو و تمامت سلطان حيدريان در آن باب بگفتگو درآمدند گرجيان ميگفتند كه از ما چه صورت روى نموده كه منع ما از خدمت مرجوعه مينمايند بالجمله در روزيكه نواب جنت مكان بحمام ميرفتند حسينقلى خلفاء روملو و امير اصلان سلطان و ساير جماعت كه خود را شاهى سيون ميناميدند با چهار پنجهزار كس از صوفيان و طايفهء روملو و غير ذلك به قصد ممانعت زال بيك با اسلحه و يراق بدر دولتخانهء مباركه جمع آمدند و جماعت گرجى و شيخاوند و استاجلو و اتباع ايشان نيز چهار پنجهزار نفر جمعيت نموده حمايت زال بيك را پيشنهاد همت ساختند و ميخواستند كه ايشان نيز مكمل و مسلح بدرخانه آيند و احتمال فساد و خونريزش كلى داشت در آن شب كه از جانبين اينمقدمه تمهيد مييافت راقم حروف بتقريبى در مجلس حسين بيك يوزباشى بود و او از اين معنى بغايت آزرده خاطر بود و نميخواست كه فيما بين بنزاع انجامد و تا صباح در اين فكر و انديشه بسر برد صباح اگر چه جمعيت بسيار كرده بودند اما اسلحه و يراق نبسته بدستور معهود در ركاب شاهزادهء نامدار سلطان مصطفى ميرزا كه نظر سلطان للهاش فوت شده او بدستور در ميان استاجلو و مردم او ميبود بدر خانه آمدند و در بيرون با آنكه جهلا و مفسدان منازعين سخنان كنايه - آميز بسيار گفتند ايشان ملتفت لشكريان نشده بايوان چهل ستون درآمدند و زبان اعتراض بر اسمعيل ميرزائيان دراز كرده حسين بيك يوزباشى حسينقلى خلفا را مخاطب ساخته گفت اين چه فساد است كه در ميان قزلباش ميكنى و چرا اين جماعت را يراق پوشانيده بدر خانه آوردهء